خوب نگاه کن ....
به چه کسانی دل سپرده ای....
آنانی که دلت را به آسانی بردند و روی این زمین خاکی انداختند،لگدمالش کردند و دست آخر هم رهایش!
می بینی؟...
به کسانی دل داده ای که حاضر بودی جانت را برایشان بدهی
اما آیا فقط یکی از آن ها برایت تب م...ی کرد؟
شبی را با یادت سپری می کرد؟
درحالی که تو شب های پی در پی در اتاق کوچکت هق هق ناله بسر می دادی و از ترس شنیده شدن صدایت خودت را زیر پتو پنهان می کردی!
بخاطرداری آن روزها را؟
آن روزها که هیچ کدام از آنها سراغت را نمی گرفتند..
و تو خود برای این کارشان بهانه می آوردی؟
بیمارست...سرش شلوغ است..حوصله ندارد...
اما آیا واقعا این گونه بود؟
تو خود می دانی که فقط سر خویش را گول می زدی...
آری...
زندگی آدمی با همین گول زدن ها می گذرد....
دیدی...؟توبخاطر دوستانت ،همان هایی که روزی تو را همه چیزشان خطاب می کردند،خودت را بارها گول زدی...
و حالا همه ی آن ها رفته اند و تنهایت گذاشته اند...
و تو مانده ای در حالی که تو نیز رفته ای...
/ 1 نظر / 16 بازدید
آدم

در سوز سرد زمستان ، تن داغ حوایم آرزوس تو این آشفته بازار معرفت نه حوا یک انسانم آرزوس