روزی مجنون از روی سجاده شخصی‌ که در حال نماز بود عبور کرد مرد نمازش را شکست و گفت:مردک من در حال رازو نیاز با خدای خویش بودم مجنون با لبخند گفت:من عاشق دختری هستم و تورا ندیدم !!!...تو عاشق خدایی و مرا دیدی

+ نوشته شده در سه‌شنبه ۱ شهریور ۱۳٩٠ساعت ٩:۳٤ ‎ب.ظ توسط شقایق پ نظرات ()






مسکن ها